من همان دلقکم
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت
برای دکتر تعریف کرد .
دکتر توصیه کرد . به فلان سیرک برو ، آنجا دلقکی هست .
آنقدر تو را میخنداند که غمت از یاد خواهی برد .
مرد لبخند تلخی زد و گفت :
" من همان دلقکم "
کلبه دلشدگان
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:54 توسط مهدی بابایی
|
فاحشه ی پُر کاریست