حلاج_شفعی کدکنی
در آینه دوباره نمایان شد
با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
ادامه مطلب کلیک کنید
شفیعی کدکنی
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:53 توسط مهدی بابایی
|
فاحشه ی پُر کاریست